|
سالروز ميلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطاي خداوند سبحان، کوثر قرآن، همتاي امير مومنان و الگوي بي بديل تمام جهانيان بر همه زنان عالم مبارک باد. بزرگ بانويي که مهر آميزترين حکمت الهي، کوثر خاتم شد تا پايان يک رسالت را به آخر رساند، تا به فضل خدا، عطاي وجودش در وسعت بي کران عطش ما جاري شود، تا آنگاه بتوانيم از همه سراب ها رها شويم و از چشمه حقيقتش سيراب، با اين که کمتر کسي به کُنهِ وجودي او رسيده، ولي براي تشنگان حقيقت امکان دست يابي به ايشان از طريق علم و عمل به گفتار و سيره آن صديقه کبري ميسر است.
شأن و منزلت زن زن در جاهليت پيش از اسلام، در بدترين دوران عمر خود به سر مي برد. در سرزميني که براي زنان حقوق طبيعي و شئون انساني قائل نبودند. نور اسلام درخشيدن گرفت و زن را از افکار جاهلي خلاصي بخشيد و او را به عروج ملکوتي و افق هاي روشن نايل گردانيد. آري، زن حقيقتي است که در طول تاريخ فراز و نشيب هاي فراواني را تحمل کرده و از زنده به گور شدن تا خدايي شدن را به خود ديده است. آنگاه که اسلام در آسمان تاريک جاهليت درخشيد، به زن عزت بخشيد. فرزند دختر را حسنه و برکت خواند و زنان را ريحانه معرفي کرد. زن غير از حقيقت انساني، چهره هاي مختلف ديگري را نيز در خود نهفته دارد که بايد آن جلوه هاي مختلف کشف و آن صورت هاي گوناگون هويدا شود تا آن گونه که هست، شناسائي و معرفي گردد.
حيا و عفت، اساس حفظ عزت و شخصيت زنِ جامعه اسلامي، با آگاهي کامل از شخصيت والاي خويش و با علم به مسائل ضروري زندگي در بُعد معنوي و مادي، و با شناخت دنيا و فرهنگ خود، بايد به پاسداري از اصيل ترين فضيلت، يعني حيا و عفت بپردازد و در پرتو آن، سعادت دنيا و آخرتش را تأمين کند. هيچ عامل معنوي چون حفظ حيا و عفت در سعادت زن مؤثر نيست. ظهور فعلي اين ويژگيها در زنان، اساس حفظ عزت و شخصيت انساني است. امير مومنان علي (ع) درباره اين دو صفت انساني فرموده اند: حيا، کليد هر خوبي و عفت، منشأ هر خيري است.
الگو در قرآن قرآن کريم، پيامبر اسلام را الگو و انسان کاملي معرفي مي کند و در اين جهت ميان زن و مرد فرقي نيست؛ ولي خلق و خوي ويژه زنانه و احساسات لطيف و عواطف رقيق زن و مسئووليت هايي که در نظام آفرينش بر دوش او نهاده شده، ايجاب مي کند که زنان نيز، الگويي کامل و اسوه اي بي بديل از جنس خود داشته باشند تا بتوانند آنچه را از زن انتظار مي رود و قرآن و سنت نيز آنها را تأييد مي کند، در سيره اخلاقي، اجتماعي و خانوادگي تو تبلور يافته بنگرند و به او تأسي جويند. بي ترديد، زهراي مرضيه (ع) نسخه وجودي پيامبر اکرم (ع) است ولي در اين نسخه وجودي، مسائل بيشتري براي زنان تبلور يافته که در عرصه خانواده و قلمرو اجتماعي مفيدتر و آموزنده تر است.
الگوي زنان امت اسلامي امت اسلامي، همواره زناني تربيت کرده که شايسته است الگوي ديگران باشند. زن مسلمانِ معاصر از اين الگوها کم ندارد؛ چرا که زناني از بستر تاريخ برخاسته اند که بشريت به وجود آنان افتخار مي کند و امت اسلامي از داشتن آنان به خود مي بالد. ولي همه اين ها بايد به يک الگوي مطلق منتهي شوند که کسي جز دخت والامهر پيامبر (ص) و مادر حسنين و زينب قهرمان و ام کلثومِ نام آور نيست. او کسي است که يازده امام معصوم که الگوهاي کامل همه انسان ها هستند. از نسل پاک اويند و جُز او، کسي شايسته چنين مقامي نيست. آري، اگر زهرا نبود، راه بي نشان بود و زنانِ خداجوي، سرگردان و گمراه مي ماندند.
مقام زن در فرهنگ وحي زن در فرهنگ اسلامي ما، مظهر قداست و پاکي موجب خير و برکت شناخته شده و از ارزش و احترام فوق العاده اي برخوردار است. هويت زن، هويت جامعه است و در واقع ارزش گذاشتن به زن و کمالات و خدمات بيايان او، ارزش نهادن به همه جامعه است. اين ارزش قائل شدن براي زن، فقط در دين مبين اسلام نيست و به طور کلي در فرهنگ وحي از زن به عظمت ياد شده است. براي نمونه مي توان به داستان حضرت مريم اشاره کرد. مريم مقدس، تجلي گاه يکي از بزرگ ترين اعجازهاي آسماني معرفي مي شود و وجود عيسي (ع) يکي از تجليات کمال روحاني اين زن به شمار مي رود. مريم، با تقوا و درايت بود و لحظه اي از توجه به پروردگارش باز نمي ماند و بر اثر همين فضائل، آغوشش مهد پرورش عيساي مسيح گرديد.
حجاب، تدبير آفرينش اسلام که زن را گوهر گرانبهاي هستي مي داند، حجاب را هم چون صدف، بهترين وسيله براي حفظ و ثبات شخصيت او معرفي کرده است. اسلام مقام زن را در جامعه بالا برده و براي ترقي و سعادت او، خدمات شايان و قابل توجهي انجام داده است. حجب و حيا که از ويژگي هاي فطري زن است، تدبير نيکوي آفرينش براي حفظ مقام و موقعيت زن در برابر مرد است. زنان مسلمان در پرتو پوشش و حجاب اسلامي، نقش سازنده خود را ايفا نموده و ثابت کردند که زن مسلمان، کالاي تبليغاتي نيست.
نقش زن در فرهنگ جامعه فرهنگ جامعه که برآيند ارزش ها، انديشه ها و خواسته هاي ملت است، به ميزان وسعت و اعتبارش همواره در معرض آفاتي گوناگون بوده است. در اغلب جوامع از جمله ايران قبل از انقلاب، زنان به عنوان هدف، ابزار و موضوع اصلي اين آفات بوده اند. در واقع زنان به جهت تأثيرگذاري عميق و گسترده اي که مي توانند در سطوح مختلف جامعه داشته باشند، به عنوان بهترين راه جهت انتقال آفات فرهنگي انتخاب مي شوند و از ويژگي هاي جسمي، عاطفي و نقش اجتماعي بانوان براي تهاجم به فرهنگ سوء استفاده مي شود. در اين زمانه حساس، اين بر عهده زنان ايراني است که به وظيفه حياتي خود در مقابل اين آفات آگاهي يافته و با پيروزي از رهنمودهاي بزرگان دين به آن عمل کنند.
زن و جهاد زن صدر اسلام، با حفظ حدودي که خداوند براي او قرار داده بود، در صحنه هاي مختلف اجتماعي، سياسي و نظامي حضوري فعال داشته و به عنوان عنصري کارآمد و مفيد، در دفاع از اسلام و حکومت اسلامي نقش هاي مهمي را ايفا مي کرد. حضور زناني مانند نُسَيبه، جراحه و ام عطيه که در بسياري از غزوات و جنگ هاي پيامبر (ع) حضور داشتند و عهده دار مسئووليت امداد بودند، راه را براي زنان امت اسلامي باز کرده که در صورت نياز، مي توانند با حضور مستقيم به عنوان پرستار و همچنين شرکت غير مستقيم، مانند تشويق مردان براي رفتن به جبهه، فرستادن امکانات و کمک براي زرمندگان اسلام اقدام کنند. بيان نقش زنان در جنگهاي صدر اسلام در زمان پيامبر (ع) مي تواند راه گشاي امت در شرکت هر چه بيشتر آنان در نبرد با استکبار جهاني باشد.
موقيعت زن ايراني زن ايراني در مقايسه با وضعيت زن در جهان امروز، بهترين موقعيت را در حرمت گذاري به حدود و حقوقش دارد و واقعيت هاي افتخار برانگيزي چون مشارکت هاي بي نظير سياسي و اجتماعي که همه به برکت انقلاب و اسوه گيري از وجود گران قدر حضرت زهرا (ع) به دست آمده، به طور انکار ناپذيري مؤيد و گواه آن است. انقلاب شکوهمند اسلامي ايران، حرکت زنان و نهضت مؤثر آنان را، در ميدان هاي مختلف فرهنگي، سياسي و علمي، به عنوان يکي از بهترين شاخص هاي انقلاب عظيم اسلامي اعلام داشته، و بسياري از شکوفايي جامعه را، در پرتو حرکت خردمندانه و هوشيارانه زنان جامعه اسلامي معرفي مي کند.
زن مربي بشريت الفباي حقوق خانواده در اسلام، بر پايه محبت پيريزي شده و نقش آفرينِ هستي، زن را نقش آفرين تاريخ آفريده است. زن مربي بشريت است و کانون تربيت خانواده، بدون اين مربي شايسته، رنگ سعادت نخواهد ديد و خانه، حضور مسئوولانه و مدبرانه مادري کاردان را مي طلبد. اين نقش نمي تواند تشريفاتي يا حتي قراردادي باشد و حق تعالي در نظام زيبا و حکيمانه آفرينش زن را در چنين جايگاهي قرار داده است. زن کانون هستي و پايگاه مهر ورزي و عشق خانواده، مرکز آموزش صفا، صميميت، ايثار و عطوفت به همگان است.
حضور اجتماعي زنان ترديدي نيست که حضور اجتماعي زنان و فعاليت آنها در عرصه هاي سياسي به خودي خود نه تنها ممنوع نيست، بلکه مطلوب هم است؛ مگر اين که به وظايف خانوادگي زنان لطمه زده و جنبه هاي اصيل مادري و همسري آنها را به خطر اندازد. زن مسلمان امروز، بايد خطبه ها و خطابه هاي زهرا و زينب (ع) را که در شرايط سخت روحي ايراد کرده اند، نه يک بار، بلکه بارها و بارها و بارها بخواند تا متوجه شود که الگوهاي واقعي زن مسلمان، چگونه در کنار وظايف مادري و همسري، به بيان حقايق پرداختند و راز زندگي معنوي زن را آشکار ساختند. زن مسلمان امروز، با داشتن الگوهاي برجسته اي چون زهرا و زينب بايد در مسائل سياسي و اجتماعي بي تفاوت نبوده و وظايف خويش را با پاس داشت از وظايف مادري و همسري انجام دهد.
زن، خانواده، جامعه بي ترديد سعادت هر جامعه، در گرو سعادت خانواده هاي آن است. خانواده، کانون پرورش نسل آينده است و زن در خانواده، مرکز اصلي مهر و عاطفه مي باشد. کمبود عواطف در جامعه، زندگي افراد را خشک و بي روح مي کند و نسل بعد را روز به روز از سعادت فردي و اجتماعي دور مي سازد. امام خميني (ره) که با قيامش، حياتي دوباره به شخصيت زن ايراني بخشيد، در پيامي زن را به عنوان مربي صلاح و فساد يک جامعه معرفي مي فرمايد: « نقش زنان در عالم، از ويژگي هاي خاص برخوردار است. صلاح و فساد يک جامعه، از صلاح و فاسد زنان در آن جامعه سرچشمه مي گيرد. زن يکتا موجودي است که مي تواند از دامن خود افرادي به جامعه تحويل دهد که از برکاتشان يک جامعه، بلکه جامعه ها به استقامت و ارزش هاي والاي انساني کشيده شوند و مي تواند به عکس آن باشد.
آسيه، پيکره ايمان نظري به تاريخ حيات زن در اعصار پيشين و جستجو در رويدادهاي گوناگوني که زن عهده دار نقش آنها بوده اين نکته را آشکار مي سازد که هرگاه زن جان و روان خويش را پاک دارد و به عوالم روحاني بگرايد و هر بار که ضمير خويش را از نگار هوس و ظاهر سازي ها بزدايد، چنان با عظمت و نيرومند مي شود که حتي ممکن است تعيين سرنوشت تاريخ ملتي، به اراده او بستگي پيدا کند. نمونه بارز اين زنان، آسيه همسر فرعون است. آسيه در زبان قرآن به عنوان الگويي کامل در مقام عشق ورزي به ايمان خدا معرفي گرديده است. او پيشرو تمام زناني است که با دلي مالامال از نور ايمان، فکر و عقيده اي محکم و استوار دارند. آري، زن در جهان آفرينش مي تواند به گونه اي نيرومند و نافذ گردد که آسيه آن زن خداجوي بود.
+ نوشته شده در ساعت   توسط حسن حیدری و فرهاد شرف پور
|
معارف دين ما 3 بخش است. 1- احكام 2- اعتقادات 3- اخلاق هر كدام از موارد فوق هم مانند دانه هاي تسبيحي است كه داراي نخي است. نخ تسبيح عبادات ما «نماز» است. اگر نماز پذيرفته شد، بقيه اعمال هم پذيرفته مي شود. نخ تسبيح اخلاق «عدل وانصاف» است. هر كس عادل ومنصف باشد، موفق است. نخ تسبيح اعتقادات «ولايت» است. ولايت اساسي ترين بخش است. ولايت هم مراتب دارد كه عبارت است از: 1- ولايت خدا 2- ولايت پيامبر اكرم صلي ا… 3- ولايت اهل بيت عصمت وطهارت 4-ولايت فقها 5- ولايت والدين بر فرزند 6-ولايت شوهر بر زن در زمان پيامبر، همسر زني به مسافرت طولاني رفته بود. به اين خانم خبر دادند كه پدرت بيمار است برو عيادتش. گفت از شوهرم اجازه نگرفته ام. (شايد اگر هم مي رفت همسرش ناراضي نبود، ولي چون اجازه نگرفته بود نرفت.) گفت از پيامبر بپرسيد اگر گفت بروم مي آيم. فردي را خدمت پيامبر فرستادند تا از پيامبربپرسد كه برود يا نه؟ پيامبر فرمودند: در خانه بنشين و از همسرت اطاعت كن. او هم عيادت پدرش نرفت. مدتي بعد به او خبر دادند كه پدرت در حال مرگ است. بيا به عيادت او. دوباره از پيامبربپرسيد كه برود يا نه؟ پيامبر همان جواب قبلي را دادند و او هم همان كار را كرد. دفعه ي سوم به او خبر دادند كه پدرت مرد. به تشيع جنازه اش بيا. بازهم از پيامبر پرسيد و پيامبر جواب قبلي را دادند و او هم همان كار را كرد. پيامبر فرمود: به خاطر ولايت پذيري اين زن، خدا هم او را بخشيد و هم پدرش را. تمرینات انتظار: تمرين تشخيص حق از حق نما (قسمت اول) هر چه مي گذرد، تشخیص حق مشكل تر است. زمان امام حسين تشخيص حق راحت تر بود يا زمان امام رضا عليه السلام؟ زمان امام حسين، وضعيت و حال و روز يزيد بر همه روشن بود طوري كه مغيره (يكي از استانداران معاويه) به معاويه مي گويد: يزيد را جانشين خودت اعلام كرده اي. او كه خيلي بي دين است. حداقل مقداري دينداري به او ياد بده. اما مامون امام رضا را در كنار خود نشانده و وليعهد خود معرفي كرده است. تشخيص براي مردم مشكل تر شده است. لذا تنها خليفه اي كه خودش امام را كشت مامون است. اين قضيه سالها مخفي بود. چون خودش پشت جنازه امام رضا (عليه السلام) بر سرو صورت مي زد. ابا صلت مي دانست كه مامون قاتل امام رضا بوده است. حضرت رضا (عليه السلام) به ياران خاص خود گفته بودند كه «مامون قاتل من است». دشمنان 2 دسته اند. يك دسته درخت را قطع مي كند. دسته ي ديگر آب پاي درخت مي ريزد. علفهاي هرزش را مي چينند. براي اينكه وقتي ميوه اش رسيد ميوه را بدزدند. منافق همين كس است. منتظرفرصت است تا ثمره ي كار را بچيند و ببرد. امام صادق عليه السلام مي فرمايند: «اساس دين ما ولايت است.» براي اينكه بيشتر متوجه شويد من اين مطلب را مي گويم. از شخص آقاي موسوي اردبيلي شنيدم كه روزهاي آخر عمر امام بود. همه ي ما را خبر كردند. تعجب كرديم. ساعت 10 شب بود. آقاي اميني و مشكيني از قم آمدند. رؤساي سه قوه نيز بودند. حدود 50 نفر در جلسه بودند. هركس مي رسيد از حاج احمد آقا مي پرسيد چه شده؟ حاج احمد مي گفت: من هم نمي دانم. امام گفتند همه را جمع كنيد. همه جمع شديم. مبهوت مانديم كه امام چه مي خواهند بگويند. امام فرمودند: «تا ديشب براي من هم محرز نبود كه اين نهضت مي ماند. ديشب اين قضيه براي من محرز شد. شما را جمع كردم تا بگويم كه از اين مسير جدا نشوید. اگر از این مسير جدا شويد، خود را به هلاكت انداخته ايد.» يكي از مفتيان اهل سنت عراق مي گفت: «اي كاش ما هم رهبر و ولي فقيه داشتيم كه اين همه تو سري خور نبوديم.» اين بسيار مهم است كه جايگاه رهبري روز به روز در دنيا شناخته تر مي شود. بايد تمرين كنيم تا ولايت پذير باشيم. از خدا بخواهيم كه به ما توفيق دهد كه ولايت پذير شويم و بتوانیم حق را از حق نما تشخیص دهیم. بايد به اعتقادات خود عمق بخشيم. ------------------------------------------------------------------------- تمرینات انتظار: تمرين كوچك كردن دنيا در چشم خودمان (قسمت پنجم) امروزه در بسياري از مراسمات رضاي مردم وفاميل بر رضاي خدا ترجيح داده مي شود. آقاي انصاريان تعريف كرده اند كه: يك نفر سالها در مراسم عزاي امام حسين (ع) خدمت كرد. پسرش قصد داشته هنگام مراسم دامادي اش ساز ودهل بياورد. پدرش مخالفت مي كند. پسرش مي گويد اگر مخالفت كني با تو قهر مي كنم. هر طوري شده پدرش را راضي مي كند وساز ودهل مي آورد. (شيطان به اين حد راضي نمي شود) شب عروسي پسر از پدرش مي خواهد كه وسط جمع بيايد وتكاني به خود بدهد. با اصرار زياد پدر را راضي مي كند. پدر در حاليكه وسط جمعيت بوده، عزراييل به سراغش مي آيد وجانش را مي گيرد. يعني كسي كه به پير غلام امام حسين شهرت داشته، وسط مجلس گناه جان مي سپارد. (ترجيح رضاي پسر بر رضاي خدا) این جمعه هم گذشت
تو اما نیامدی ...
----------------------------------------------------------------------- تمرینات انتظار: تمرين كوچك كردن دنيا در چشم خودمان (قسمت چهارم) پيامبر به ابوذر فرمودند: “زهد آن نيست كه دنيا را در دست نداشته باشي. بلكه زهد آن است كه دنيا را در دل جاي ندهي.” يعني مال ومنال داشته باشي ولي به آن دل نبندي. حب دنيا به كوچكي وبزرگي كاري ندارد. مثالي بزنم تا بهتر متوجه شويد. به عالمي كه محتضر شده بود هر چه اصرار كردند كه شهادتين را بگو، نگفت واز دنيا رفت. بعد از مرگ او را در خواب ديدند. از اوپرسيدند: چرا شهادتين نگفتي ورفتي؟ گفت: من پوست آهويي داشتم كه روي آن مي نشستم و به آن وابسته شده بودم. هنگام احتضار، شيطان آن را جلوي چشمم گرفت وگفت: اگر شهادتين را بگويي اين را آتش ميزنم. من هم كه نمي دانستم كه اين حال احتضار است، فكر مي كردم كه خواب مي بينم. شهادتين را نگفتم ورفتم. ببينيد گاهي اوقات يك چيز بي ارزش دنيايي ما را گول مي زند وگرفتار مي كند. رابطه حضرت زينب وامام حسين وعشق اين خواهر وبرادر شهره ي عالم است، اما جايي كه به خاطر خدا بايد از هم جدا شوند، از هم دل مي كنند. آنقدر با معرفت بود كه حتي با جنازه ي برادر كه بر خورد كرد، خدا را فراموش نكرد. خدا در حق اهل بيت پيامبر سوره نازل كرد. چون هنگام افطار غذاي خود را بخشيدند. يعني امتحان روز به روز سخت تر مي شود. اسير ، مسلمان نبود. مشرك بود. ما اگر باشيم مي گوييم: « چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است.» حضرت علي (عليه السلام) با وجود اينكه 3 روز بود خودش و فرزندانش چيزي نخورده بودند غذا را به اسير مشرك (كه دم در آمده بود براي گدايي) بخشيدند. فضّه كنيز حضرت زهرا (سلام الله) نيز با آنان همراه بود. در آن سوره به فضّه اشاره كرده اند. تمرين كرده اند كه اطعام ديگران از اطعام خودشان مهمتر است. در سوره ي انسان (دهر) خداوند 12 پاداش به اين خانواده عطا كرده ا ست (جالب اين است كه به احترام حضرت زهرا سلام الله كلمه ي «حور العين» در اين سوره نمي آيد.) يا مثلا حضرت علي عليه السلام دفاع از حضرت زهرا سلام الله عليها را به خاطر خدا كنار مي گذارد. (البته دفاع از جسم حضرت را نه دفاع از مسلك او را).
تمرینات انتظار: تمرين كوچك كردن دنيا در چشم خودمان (قسمت سوم) متاسفانه امروزه اهميت بعضي از سنتهاي عرفي ما از سنتهاي شرعي ما بيشتر شده است. مثلا بعضي ا زخانمها از ناهماهنگي ويكدست نبودن ظروفي كه جلوي مهمان مي گذارند بيشتر ناراحت مي شوند تا اينكه چند بار جلوي نا محرم بيايند وبروند وبخواهند چيزي را درست كنند. اگر در اين مثالهاي كوچك تمرين نكنيم، در امتحان بزرگ (هنگام ظهور رفوزه مي شويم). مثل بچه اي كه پدر ومادرش به مسافرت رفته اند و او به جاي انتظار سلامتي پدر ومادرش به سوغاتي هايي که آنها وعده داده اند مي انديشد. به آدم بدبختي كه در سپاه يزيد بود گفتند تو براي چه آمدي در سپاه يزيد؟ مگر نمي داني كشتن امام چه مكافاتي دارد؟ گفت: من نيامدم امام بكشم. به من وعده ي زين اسب داده اند. من انتهاي لشكر مي ايستم تا به زين اسب برسم. (غافل بود از اينكه در سپاهي قرار گرفته كه مقابل امامند و او هم سياهي لشكر دشمنان امام شده) دنيا چسب دارد هر چقدر كه به شما چسبيد شما آن را ازخودتان جدا كنيد. آنقدر بچسبد وشما جدا كنيد كه خاصيت چسبندگي اش را از دست بدهد. اين چسب موقع مرگ آسانتر كنده مي شود. اما اگر آن را از خود جدا نكرده باشيد موقع مرگ آنچنان از شما مي كنند كه بيچاره مي شويد. امام حسين عليه السلام جدا شدن از علي اكبر وعلي اصغر خود را هم آسان نموده بود. -------------------------------------------------------------------- تمرینات انتظار: تمرين كوچك كردن دنيا در چشم خودمان (قسمت دوم) از استاد بزرگوار مرحوم علي صفايي حايري (معروف به عین- صاد) پرسيديم: چه بكنيم كه دنيا ما را اذيت نكند؟ فرمودند: از دنيا بزرگتر شويد. ببينيد بچه كه بوديم به خاطر لباس عروسك و كوك ماشين اسباب بازي خود گريه مي كرديم. اما حالا به بچه اي كه براي اين چيزها گريه مي كند مي خنديم. روايتي داريم كه مي گويد: «شر الناس من باع آخرته بالدنيا و شر من ذلك من باع آخرته بغيره.» یعنی «بدترين مردم كسي است كه آخرتش را به دنيا بفروشد، بدتر از او كسي است كه آخرتش را به دنياي كس ديگري بفروشد.» (كس ديگري مي خواهد نماينده يا رييس جمهور شود من پوستر پاره مي كنم و…) وقتي استانداري بصره وكوفه براي طلحه وزبير بزرگ شد با حضرت علي وارد جنگ شدند. حتي براي اينكه مردم را با خود همراه كنند عايشه را سوار بر شتر كردند (چون قرآن از زنان پيامبر با عنوان ام المؤمنين ياد كرده است و طلحه و زبير با مردم گفتند كه علي در مقابل ام المؤمنين ايستاده است.) مردم هم توجه نكردند كه پيامبر سفارش كرده بود كه هر گاه راه را گم كرديد به دنبال علي برويد و نگفتند كه دنبال زنان من برويد. من دريكي از انتخاباتها گفتم كه امام خميني (ره) هيچگاه نفرمودند بعد از من براي پيدا كردن راه دنبال خانواده ي من برويد بلكه فرمودند: بعد از من براي يافتن راه سراغ مدرسين وعلماي حوزه ي علميه برويد.
تمرینات انتظار: تمرين كوچك كردن دنيا در چشم خودمان (قسمت اول) همه مي دانيم كه طلحه وزبير از ياران واصحاب پيامبر بودند ولي چرا عاقبت بخير نشدند واز امام خود بريدند و چپ كردند؟ آنها تمرين نكردند كه دنيا را در نظر خود كوچك كنند. ريشه رياست طلبي و دنيا طلبي، بزرگ شمردن دنياست. حضرت علي عليه السلام در يكي از خطبه هايشان مي فرمايد: «رفيقي داشتم كه دنيا در نظر او كوچك شده بود.» وظيفه ي ما اين است كه آنچه در چشم ما كوچك است كوچكتر كنيم. مشكل ما اين است كه جاي كوچكتر وبزرگترها عوض شده است. حضرت علي عليه السلام مي فرمايد: «كسي كه خدا در جانش بزرگ شده باشد، دنيا در چشم او كوچك است. و بالعكس». مثالي بزنم: هر مسافري كه از سفر مي آيد، برايش مهم است كه چگونه از او استقبال خواهد شد. اما دنيا در نظر امام آنقدركوچك شده بود كه وقتي از تبعيد بر مي گشتند، خبر نگاري در هواپيما ازاو پرسيد: ملت ايران به استقبال شما آمده اند وشهر وكوچه وخيابان ومردم به شدت مشتاق شما هستند، شما چه احساسي داريد؟ امام فرمودند: هيچ احساسي ندارم. يعني ظواهر دنيا در نظر او هيچ ارزشي نداشت.
-------------------------------------------------------------------------------- به هوش باشیم، نکند ... بايد انتظارات امام زمان را از خود بدانيم. ما تاريخ را مي خوانيم و مي بينيم، اما روايت از آينده خبر مي دهد. 2 دسته روايت تكان دهنده در مورد بعد از ظهور داريم. 1- كساني به امام زمان مي گويند «تو دين جديد آورده ايي» اينها از متعصب ترين آدمهاي عصر غيبت بوده اند. كساني با امام زمان مخالفت مي كنند كه بعضي ها فكر مي كنند اينها دست راست امام زمانند. 2- بعضي از كساني كه حتي به مخيله ما هم نمي رسد كه دنبال امام زمان باشند، جزء ياران حضرت قرار مي گيرند.
------------------------------------------------------------------------------------------ تمرینات انتظار: تمرين عافيت سوزي ابوموسي اشعري (قاعدين) عافيت طلب بود. مگر عافيت طلبي بد است؟ خير. در شرايط عادي خوب است. حتي دعا مي كنيم «يا ولي العافيه اسئلك العافيه» اما تمرين عافيت سوزي مهم است. اينها تمرين عافيت سوزي نداشتند. عافيت سوزي نداشتند. عافيت سوزي يعني اينكه مثلا موقع تشنگي آب را به كسي بدهيم كه از ما تشنه تر است. غذا را به كسي بدهيم كه گرسنه است. حاج آقا ماندگاری می فرمودند: زمان جنگ بچه ها در جزيره مجنون از گرماي شديد خواب نداشتند. پشه ها امان و خواب را از رزمندگان ربوده بودند. يك لحظه همگي خوابيدند. بعد متوجه شديم شهيد فدايي حدود يك ساعت است بچه ها را با چفيه باد مي زند. خودش خيس عرق شده بود. از او پرسيديم مگر خودت نمي خواستي بخوابي؟ گفت: از اينكه شما خوابيده بوديد لذت بردم.
+ نوشته شده در ساعت   توسط حسن حیدری و فرهاد شرف پور
|
+ نوشته شده در ساعت   توسط حسن حیدری و فرهاد شرف پور
|
+ نوشته شده در ساعت   توسط حسن حیدری و فرهاد شرف پور
|
+ نوشته شده در ساعت   توسط حسن حیدری و فرهاد شرف پور
|
اونایی که می شناختنش حتما وقتی پر زدنش رو شنیدند آروم آروم و قطره قطره خودشونو سبک کردن ... راستی تا حالا فکر کردی که چرا تا هر کی بوی شهدا رو می گیره هوایی می شه ؟
پرسیدی : « بعد از شهدا چه کردیم ؟ » جواب دادم : « هیچ ... از حرمت آلاله ها نوشتیم در حالی که پایمان روی لاله ها بود ! » شهدا شرمنده ایم
+ نوشته شده در ساعت   توسط حسن حیدری و فرهاد شرف پور
|
بقيـع » ، مزرعه غم و كشتزار اندوه است.
درختى كه در اين غريب آباد مىرويد، ريشه در مظلوميّتى هزار و چهارصد ساله دارد.
اينجا ديگر بايد عنان را به دستِ «دل» سپرد،
+ نوشته شده در ساعت   توسط حسن حیدری و فرهاد شرف پور
|
|
|